اذا حمی الوطیس لذنا برسول الله...
هنگامی که تنور جنگ گرم می شد، ما به رسول پناه می آوردیم و در این برج عظیم امن و در این قله ی بزرگ امان آرام می گرفتیم...
.
.
* گفته بودی و من یادم رفت. گفته بودی و من هنوز نمی فهمم. من را چه شده در این تنور جنگ دنیا؟!
برچسب:
نویسنده: فاطمه رحمانی