حکیمی می گفت: مثل ژنتیک فرضش کن! دیده ای یک ژن نسل به نسل انتقال می یابد حتی بدون انتخاب آدم ها. می گفت عشق به تو مثل همین ژن هاست. ازلی می گویندش. چه فرقی دارد من تو را دیده باشم. چه فرقی دارد هر سال همین موقع ها دلم بلرزد که امسال می شود بیایم یا نه؟! چه فرقی دارد مسیر حفظ شده در حافظه ام را فقط از این قاب دوربین ها دیده باشم. چه فرقی دارد الان اینجا برایت بنویسم و دکمه های کیبورد جلوی چشمم تار شود. چه فرقی دارد اینها باشد یانه! من فقط دلتنگم.